لنگ انداختن / زمين خوردهي كسي بودن
لنگ انداختن / زمين خوردهي كسي بودن
اين دو اصطلاح نيز از اصطلاحات كشتيگيران زورخانهاي و سنتي است. بيشتر نوعي تعارف است كه در برابر بزرگترها استفاده ميشود. در گذشته وقتي كشتيگيري بزرگتر و قويتر و حتماً پهلوانتر وارد زورخانه ميشد، مرشد به احترامش زنگ را به صدا در آورده و با صلواتي اصطلاحاً «واردش» ميكرد. ( همين جا بگويم كه اصطلاح «فلاني آدمِ وارديه» يعني خبره است و كار بلد، كه از همين رسم زورخانه گرفته شده است. يعني همانطور كه ورزشكار حرفهايتر كه چون وارد زورخانه ميشود «وارد»ش ميكنند او هم در اين كار وارد شده است.)
در گذشته در ورزشهاي زورخانهاي، ورزشكاران به عنوان شلوار ورزشي لنگي سرخ رنگ را به دور كمر بسته و ادامه اش را از ميان پاها بالا آورده و در جوال كمر فرو ميبردند كه مانند يك شلوارك از كمر تا زانو را ميپوشاند. در هنگام كشتي نيز دوال كمر همين لنگ را ميچسبيدند.
اما ريشه لنگ انداختن در برد و باخت كشتي و گريختن بازنده نهفته است. زماني ميشد كه كسي مدعي پهلواني شده و پهلوان وقت را به مبارزه ميطلبيد. لذا بين آنها ميبايد كشتي در ميگرفت. فرد برنده در اينگونه كشتيها پهلوان شهر ميبود. دو كشتي گير دوال كمر را گرفته و به شدت همديگر را به اطراف پرتاب ميكردند تا يكي زانويش يا پشتش (بسته به نوع كستي و مقررات آن) به زمين برسد. اصطلاح لنگ انداختن شايد به اين معني باشد كه فرد بازنده از شدت باخت در حاليكه لنگي به كمر ندارد و برهنه است از ترس ميدان را رها كرده و گريخته و اصطلاحاً لنگ انداخته است.
وقتي هم ميخواستند از سوابق پهلوان شهر بگويند مثلاً ميگفتند:« فلاني و فلاني و بهماني هم زمين خوردههاي پهلووننها!»
اين رسم به صورت اصطلاحي به تعارفات مردم رسيد و وقتي كسي، كسي را به بازي (مانند شطرنج مثلاً) يا مسابقهاي فرا ميخواند، فرد مقابل براي شانه خالي كردن از اين دعوت به تعارف ميگويد:« بابا ما كه زمين خوردهي شماييم... ما رو چه به اين حرفا!؟» و يا وقتي ميخواهند به تبحر فردي در كاري اذعان نمايند ميگويند:« اي آقا! ما كه پيش شما لُنگ انداختيم...» و اينگونه به تعارف برگزار ميكنند.
در تعارفات روزمره نيز اين دو اصطلاح زياد شنيد ميشوند و مثلاً پس از خيلي مخلصيم و خيلي چاكريم گفتنها ميگويند:«زمين خوردَتيم به مولا!» و فرد مقابل حتماً خواهد گفت:« نفرماييد! اُوسّاي مايي. تاج سري...» و از اين دست محاورات.